تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
271
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
آن را كار بست و از اهل ذمّه نيز به همان اندازه گزيت « 1 » گرفت . امّا عمر به زمين ناكاشته نيز به اندازهء احتمال حاصلش مانند زمين كاشته خراج « 2 » نهاد و بجز آن بر هر گريب زمين غلّهخيز از گندم و جو يك تا دو قفيز « 3 » گندم بنهاد تا رزق سپاهيان باشد . عمر ، به خاصّه در عراق ، بر هر گريب زمين يا خرمابن يا درخت زيتون و يا سرگزيت چيزى بر آنچه خسرو نهاده بود نيفزود و از معيشتهاى ديگر خراج برگرفت ؛ چنان كه خسرو برگرفته بود . خسرو بفرمود تا از آنچه بنهاده بودند نسخهها برداشتند و نسخهاى از آن را در ديوان خود نگاهداشت و نسخهاى را به كارداران خراج فرستاد تا خراج از روى آن گيرند و نسخهاى به قضات « 4 » استان فرستاد و ايشان را فرمود كه نگذارند كارداران بيش از آنچه در نسخهء ديوان است از مردم بگيرند و اگر به زراعت كسى و يا به يكى از غلّات او آسيبى رسيده باشد به اندازهء آن آسيب خراج از او برگيرند و فرمود تا از هركه در آن سال مرده است و از هركه سالش از پنجاه گذشته است سرگزيت نگيرند ؛ و نيز ( قضات را ) فرمود تا ( صورت معافشدگان ) را به او گزارش دهند تا او از روى آن به كارداران خود دستور دهد ؛ و نيز ( قضات را ) فرمود تا نگذارند كارداران از كسى كه سالشان به بيست نرسيده است گزيت « 5 » بگيرند .
--> ( 1 ) - بر خلاف مسلمانان كه ماليات ديگرى داشتهاند . ( 2 ) - اگر زمين نكاشته قابل كشت و زرع بود بايستى ماليات مىپرداخت . اين معنى بعدها به زيان مردم دهنشين تمام شد مخصوصا كه هيئتها مسئول پرداخت تمام ماليات آن ناحيه بودهاند . ( 3 ) - قفيز ( دربارهء اين كلمه رجوع شود به مجموعهء رسائل لاگارده صفحات 81 و 198 به بعد ؛ مطالعات ارمنى ص 74 شمارهء 1108 شكل ماندائى قبيصه را نيز بايد افزود . S . R . I ج 1 ص 387 س 2 ) مساوى است با گريب هم در پيمانه و هم در زمين تخمافكن . بنا بر اين اضافهء مزبور فقط يكدهم گريب پيمانهء محصول يك گريب زمين تخمافكن بوده است . ( 4 ) - قضات استانها از روحانيان بودهاند ( رجوع شود به مسعودى ج 2 ص 156 ) . به همين جهت فردوسى در اينجا ( ص 1622 س 1 ) موبذ گفته است . ( 5 ) - بنا بر اين قضات روحانى بر كار محصلين ماليات نظارت داشتهاند ؛ اين نظارت به هر حال كشاورزان را از جور و ستم مأمورين تا اندازهاى حفظ مىكرده است امّا البتّه بستگى به اين داشته است كه بازرسان و بازرسىشوندگان تا چه اندازه با هم كنار بيايند ! هرچه تنظيم